♥دختران خوشتیپ چادری♥
♥زیباترین حجاب♥
♥دخترانی در صدف♥
♥دختران چادری♥
♥پرنسس های چادر به سر♥
♥کافه حجاب♥
♥دخترک چادر به سر♥
♥دهکده ی حجاب♥
♥کبوتر حرم♥
♥دختر چادرى♥
♥پاتوق چادرى ها♥
♥برق چادر سیاه من♥
♥جآیـــے برآے او♥
♥دختران ماه پيشونى♥
♥فرشتگان چادرى♥
♥دختران مومن چادرى♥
♥دختران چادرى قرن 21♥
♥حجاب برتر ما♥
♥پايگاه تخصصى حجاب♥
♥ما تا ظهور ایستاده ایم♥
♥خدا نهایت عاشقی♥
♥در کوچه ی انتظار♥
♥زمانی برای رهایی♥
♥حجاب♥
♥چادری ها فرشـــــته اند♥
♥جوانان انقلابی | پاتـوق پسـران و دخـتران انقـلابی♥
♥چادر مشکی عزیز♥
♥گوهر وجود♥
♥رهبرم عشقه♥
♥دل نوشــــــــته های طلایی♥
♥ملکه های چــــــادری♥
♥بوی تربت♥
♥شکوفه های انتظار♥
♥ن و القلم♥
♥عاشق آسمانی♥
♥منمـ خدایی دارمـ♥
♥حجاب گوهر ناب♥
♥در حوالی آسمان...♥
♥من حجابم را دوست دارم♥
♥باران (١)♥
♥باران (٢)♥
♥چادر مادرم زهرا♥
♥ریــــــــــــحانه♥
♥دائرة المعارف حجاب و عفاف♥
♥گروه سایبری ترویج عفاف و حجاب♥
♥و خدا بود و دیگر هیچ نبود♥
♥ع مثل عفاف♥
♥مثــــبــ های بـــا حجــــابــ♥
♥حـــکایــتــ سرخ♥
♥چادری ها♥
♥حاشـــیه♥
♥رایحه ریحانه♥
♥بوستان حجاب♥
♥حریم آسمانی♥
♥حجاب زيباست ... زيبايى نيست♥
♥نـــســـیـــم بـــهـــشـــتــ♥
♥دلپریزاد(سایت حجاب)♥
♥من و چادرم , خاطره ها♥
♥چادرم يادگار بانوى دو عالم♥
♥پلكانى به سوى خدا♥
♥جنگ نرم و عملیات روانی♥
♥باران بهاری♥
♥دل را به هوای کربلا پر داده ام...♥
♥مـتآنـَــتــَ ، مآیــﮧ حـَـیـآت♥
♥فتــ ــو شـ ــعر حــجــ ــآب♥
♥۱۴ معصوم♥
♥پرواز به ملکوت♥
♥گنجینه های گمشده♥
♥حجاب امام زمانی♥
♥قلب قران و موفقیت♥
♥ترنم حکمت♥
♥سیروسلوک عاشقی با امام زمان (عج)♥
♥ترنم باران♥
♥گالری پرنآ♥
♥تنهای تنهـــــا♥
♥دختران آسمانی♥
♥در آرزوی گل نرگس♥
♥دست های خالی من...♥
♥دنیای من ۱۳۷۶♥
♥حجاب حضرت زهرا(س)♥
♥بچه های مسجدی ماهشهر♥
♥آرامش♥
♥وعده صادق♥
♥پاتوق دخترای شیک چادری♥
♥طلایه داران عشق♥
♥چابکدست صبا♥
♥بوی حرم♥
♥حدیث عاشقی♥
♥بالهای مشکی♥
♥خدايا♥
♥عشق يعنى انتظار منتظر♥
♥آهنگ وحی♥
♥حجاب♥
♥حیدر کرار قم♥
♥تکیه گاه جان♥
♥اوج آسمان♥
♥یه قمقمه دریا♥
♥چک چک چکاوک ها♥
♥اجننی حب الرقیه(س)♥
♥گل حجاب ، عطر عفاف♥
♥حجاب اسلامی♥

صندوقدار نگاهی از روی تمسخر بهش انداخت و همینطور که داشت بارکد اجناس را میگرفت اجناس او را با حالتی متکبرانه به گوشه میز میانداخت. اما خانم باحجاب ما که روبنده بر چهره داشت خونسرد بود و چیزی نمیگفت و این باعث میشد صندوقدار بیشتر عصبانی بشود !
بالاخره صندوقدار طاقت نیاورد و گفت: «ما اینجا توی فرانسه خودمون هزار تا مشکل و بحران داریم این نقابی که تو روی صورتت داری یکی از همین مشکلاته که عاملش تو و امثال تو هستید! ما اینجا اومدیم برای زندگی و کار نه برای به نمایش گذاشتن دین و تاریخ! اگه میخوای دینت رو نمایش بدی یا روبنده به صورت بزنی برو به کشور خودت و هر جور میخوای زندگی کن!»
خانم محجبه اجناسی رو که خریده بود توی نایلون گذاشت، نگاهی به صندقدار کرد… روبنده را از چهره برداشت و در پاسخ خانم صندوقدار که از دیدن چهرهٔ بور و چشمان آبی او جا خورده بود گفت: «من جد اندر جد فرانسوی هستم…این دین من است . اینجا وطن من است…شما دینتان را فروختید و ما خریدیم!
خدا همیشه آنلاینه!
کافیه دلت رو به روز رسانی کنی
اون موقع می بینی که در تک تک لحظات
کنارت بوده و هست و خواهد بود
اگر دیدی خط ها شلوغه و حس میکنی جوابی نمیاد
<از پسورد " خدایا پناهم بده " استفاده کن>
خدا به این پسورد حساسه و به سرعت نور جواب میده!!!
گاهی که حس میکنیم ارتباط قطع شده!
مشکل از مخاطب نیست
دل ما ویروس گرفته!
خانوووووووم….شــماره بدم؟؟؟؟؟؟
خانوم برسونمت؟؟؟؟؟؟؟
خانوم چن لحظه از وقتتو به مــــا میدی؟؟؟؟؟؟
اینها جملاتی بود که دخترک در طول مســیر خوابگاه تا دانشگاه می شنید!
بیچــاره اصـلا” اهل این حرفـــــها نبود…این قضیه به شدت آزارش می داد
تا جایی که چند بار تصـــمیم گرفت بی خیــال درس و مــدرک شود و
به محـــل زندگیش بازگردد.
روزی به امامزاده ی نزدیک دانشگاه رفت…
شـاید می خواست گله کند از وضعیت آن شهر لعنتی….!
دخترک وارد حیاط امامزاده شد…خسته… انگار فقط آمده بود گریه کند…
دردش گفتنی نبود….!!!!
رفت و از روی آویز چادری برداشت و سر کرد…وارد حرم شدو کنار ضریح
نشست.زیر لب چیزی می گفت انگار!!! خدایا کمکم کن…
چند ساعت بعد،دختر که کنار ضریح خوابیده بود با صدای زنی بیدار شد…
خانوم!خانوم! پاشو سر راه نشستی! مردم می خوان زیارت کنن!!!
دخترک سراسیمه بلند شد و یادش افتاد که باید قبل از ساعت ۸ خود را
به خوابگاه برساند…به سرعت از آنجا خارج شد…وارد شــــهر شد…
امــــا…اما انگار چیزی شده بود…دیگر کسی او را بد نگاه نمی کرد..!
انگار محترم شده بود… نگاه بدی تعـقــیبش نمی کرد!
احساس امنیت کرد…با خود گفت:مگه میشه انقد زود دعام مستجاب
شده باشه!!!! فکر کرد شاید اشتباه می کند!!! اما اینطور نبود!
یک لحظه به خود آمد…
دید چـــادر امامــزاده را سر جایش نگذاشته…!















نظر دادن 
=
شخصیت شما
=
احترام به مدیر وبلاگ
=
ارتقاء سطح کیفیت وبلاگ
=
رضایت مخاطب
نماز صبح:
انسان مسلمان در صبح برای نماز صبح بیدار می شود درحالیکه دربرابر سه تحول مهم قرار دارد:
ü دریافت نور در زمان آن که فعالیت غده صنوبری را کاهش می دهد، و میلاتونین را کم می کند و عملیات دیگر مرتبط با نور را فعال می سازد.
ü پایان کنترل دستگاه عصبی (ناخوشایند) که شب ها باعث آرامش می شود و شروع دستگاه عصبی (خوشایند) که روزها باعث فعالیت می شود.
ü آمادگی برای استفاده از نیرویی که افزایش کورتیزن در صبح آن را ایجاد می کند، و این افزایش خود به خود صورت می گیرد و به خاطر بلند شدن ازخواب و پایین آمدن از تخت نیست همچنانکه هورمون سیرنونین و اندرفین در خون نیز افزایش می یابد.
نماز ظهر:
انسان مسلمان هنگام نماز ظهر در معرض سه تحول مهم قرار دارد:
ü در اثر افزایش نخست هرمون ادرینالین در پایان صبح خود را با نماز آرام می کند
ü از لحاظ جنسی خود را آرام می کند چرا که تستوستیرون در ظهر به اوج خود می رسد.
ü ساعت بیولوژیک از بدن می خواهد که اگر وعده غذایی سریعی نخورد نیروی بیشتری برای آن فراهم کند که نماز باعث آرام کردن و کاهش تشنج حاصل از گرسنگی می شود.
اگه می خوای فواید بقیه نمازارو بدونی بدو برو ادامه مطلب